
طرح سوال و جواب
ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر-3
3 - عقايد مذهبي
شباهت در عقايد مذهبي به قدري در سعادت كانون زناشويي اهميت دارد كه روان شناسان ، ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را معمولا غير عاقلانه مي دانند . دلايل اين نظريه بسيار است.
در وهله اول ،اگر تنها يكي از دو همسر به عقايد مذهبي خود با ايمان كامل پايبند باشد ، امكان اختلاف نظر در اين مورد زياد خواهد بود. به علاوه آنچه كه در اين زمينه اهميت دارد ، تربيت كودكان بر حسب عقايد مذهبي به خصوص است.
يكي ديگر ا زمشكلات ازدواج افرادي كه داراي مذاهب مختلفند ، مخالفت اولياء آنهاست ، زيرا اين مسئله اغلب باعث جدايي جوان از پدر و مادر خود مي شود و بعدها ممكن است هر يك از طرفين تقصير اين جدايي را به گردن همسر خود بيندازد. ولي اگر يكي از طرفين مسئله مذهب را جدي نگيرد ،احتمالا مشكل حادي پيش نخواهد آمد.
نكته بسيار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج :
بسيار پيش آمده است كه دو نفر قبل از ازدواج از مفاهيم كلي در مورد مذهب استفاده مي كنند و هر دو توافق پيدا مي كنند ولي بعد از ازدواج ، در نمودها و مصاديق آن موارد كلي ، دچار اختلاف مي شوند.
مثلا ، هر دو مي گويند مسلمانيم ، هر دو از صداقت ، ايمان ، حجاب و .... حمايت مي كنند .
ولي در برخورد با مسائل و جزئيات زندگي ، برداشتها و اختلافهاي جدي پيدا مي كنند.
يكي حجاب را چادر مي داند ، ديگري هيچ اعتقادي به چادر يا حتي به مانتو هم اعتقاد ندارد.
يكي هرگونه موسيقي را حرام مي شمارد ، ديگري موسيقي را آرامش روح مي داند.
يكي زندگي مرفه را در تعارض با مذهب نمي داند ، ديگري رفاه گرايي را در تضاد با مذهب خود مي داند.
يكي پذيرائي مهمان زياد را در منزل ، مهمان نوازي دانسته و مي گويد : در خانه من، به روي همه باز است و من مهمان نواز هستم ، ديگري ميگويد مگر خانه ما ، كاروانسراست كه درش بروي هر كسي باز باشد. و ديگري را ولخرج مي شمارد.
يكي براي مسافرت ، مشهد و زيارت را در نظر مي گيرد ، ديگري دوست دارد به شمال و لب دريا برود . و هزاران مسئله ريز و درشت ديگر در زندگي مشتركشان پيش مي آيد ، كه با تولد فرزندان حادتر مي شود ، چون تفاوت در سبك تربيتي فرزندان را نيز شامل مي گردد. و هر كدام سعي دارد با زير و بمهاي ارزشي خود ، فرزندان را تربيت كند.
لذا توصيه مي شود ، كه قبل از ازدواج ، فقط روي مفاهيم كلي بحث نشود ، و به نمودها ، مصاديق و مثالهاي عيني آن توجه شود . سعي شود با مثالهايي ، طرف مقابل را در موقعيت هاي عيني و واقعي قرار داد.
ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر-2
2 - توافق و طرز فكر
مسئله مهمي كه قبل از ازدواج وجود دارد ، اين است كه جوانان قبل از وارد شدن به زندگي زناشويي ، د رموضوع هاي مهم زندگي توافق نظر داشته باشند و اين توافق معمولا روي علايق و طرز فكر قرار مي گيرد.
طرز تفكر ، موضوع بسيار مهمي است ؛ زيرا بر اساس آن ‹‹ فلسفه زندگي ›› هر فردي ريخته مي شود. براي روشن شدن مطلب چند مثال ذكر مي گردد: آيا زن و مردي كه خيال ازدواج دارند به يك اندازه جاه طلب هستند يا اينكه يكي از آنها خيلي جاده طلب و ديگري معتقد به داشتن زندگي آرام و آهسته و بي دردسري است . اگر در اين مورد ، مرد ، شخص جاه طلبي است ، شايد مضار آن زياد نباشد ، اگر چه ممكن است زن او از اينكه شوهرش ساعات طولاني مشغول به كار است آزرده گردد. ولي اگر زن بي اندازه جاه طلب باشد ، سعي خواهد كرد تا شوهر راحت طلب و تنبل خود را به اصرار و پافشاري به كار بكشد و او را مجبور به پذيرفتن مشاغلي كند كه از عهده استعداد و علاقه اش خارج است ، و اين وضع با موفقيت و خوشبختي زناشويي تباين دارد.
نظريات سياسي ، مي تواند عوامل اختلافات زناشويي شود ، زيرا با افراطي بودن يكي و محافظه كار بودن ديگري ، امكان تصادم افكار زياد است. البته حتما نبايد نظريات سياسي دو همسر شباهت كامل به هم داشته باشد ولي صلاح در اين است كه از لحاظ عقايد سياسي در دو قطب مخالف قرار نگيرند.
مسئله مهم ديگر در زناشويي ، توافقي است كه زن و شوهر در مورد قضاوت درباره مسائل زندگي دارند. مثلا اگر شوهر ، فردي تخيلي و ايده آليست ، ولي زن شخص واقع بين و به اصطلاح رئاليست باشد ، شوهر ممكن است از رويه خشك و زياده از حد مادي زن خود خسته شود و احساس كند كه زنش قدرت درك معنويات و ظرايف زندگي را ندارد. زن واقع بين نيز ممكن است از دست شوهر تخيلي و فلسفه باف خود به ستوه آيد و او را آدمي خيالباف ، تنبل و دور از حقيقت زندگي بداند و مكرر آرزو كند كه اي كاش شوهرش قدري به خود بيايد و واقعيات زندگي را آن طور كه هست مشاهده كند. در چنين موقعي امكان وجود يك كانون خوشبختي كم است.
البته علايق رابطه نزديكي با طرز تفكر دارد و شامل فعاليتهاي متعدد روزانه از قبيل رفتن به سينما ، تئاتر ،كنسرت ، گوش دادن به راديو و تماشاي تلويزيون ، خواندن كتاب ، رفتن به مهماني ، سخنراني ها و امثال آن مي گردد. البته نبايد انتظار داشت كه زن و شوهر در همه اين علايق با يكديگر توافق داشته باشند ، ولي براي سعادت خانواده توافق كلي در قسمت عمده اي از علايق ضرورت دارد.
ازدواج و معيارهاي انتخاب همسر-1
با چه كسي ازدواج كنيم ؟ چگونه همسرآينده امان را بشناسيم؟ چه شرايطي براي همسر در نظر بگيريم ؟ در چه سني بايد ازدواج كرد؟ چه شرايطي بايد داشته باشيم تا ازدواج كنيم ؟
و هزاران سئوال از اين دست را هر روزه جوانان در ذهن خود مرور مي كنند و به دنبال جواب هستند. در اين يادداشت و چندين يادداشت بعدي ، سعي ما بر اين است كه به اين مهم بپردازيم و سئوالاتي كه مبتلا به عموم هست را از منظر روانشناسي كاربردي پاسخ دهيم.
در مورد ازدواج بايد بگوئيم كه : اين رابطه تنها به منظور ارضاي تمايلات آني نيست . بلكه زندگي آينده و خوشبختي زن و مرد و كودكان آنها بر اساس اين پيوند قرار گرفته است و چنانكه در بحث تربيت كودك نيز شرح داديم يكي از علل عمده اختلالات رواني در كودكان ، گسسته شدن رابطه خانواده و يا اختلافات خانوادگي است.
ازدواج موفق بستگي به عوامل مختلفي دارد كه خيلي از آنها را بايد در دوران نامزدي ( قبل از ازدواج ) ارزيابي كرد. عوامل ديگري نيز در موفقيت زندگي زناشويي موثر است كه مي توان آنها را بعد از ازدواج شناخت.
در ازدواج ، سازش دائمي و از خودگذشتگي فراوان لازم است ، ولي اگر زن و مرد قبل از ازدواج با يكديگر توافق بيشتري داشته باشند ، امكان سازش بعدي بيشتر خواهد بود.
مهمترين عوامل توافق در ازدواج عبارتند از :
1 - رشد عاطفي و فكري
2 - تشابه علايق و طرز تفكر
3 - تشابه مذهبي ( مسائل عيني مذهبي مد نظر است نه كليات )
4 - تشابه تحصيلي و طبقاتي
5 - تشابه طرز فكر نسبت به امور جنسي
6 - تشابه علاقه به زندگي و سرعت عمل در كارها
7 - رابطه با خانواده زن و شوهر
سعي ما بر اين است كه در اين يادداشت و يادداشت هاي بعدي موارد هفتگانه فوق را شرح دهيم و در اين يادداشت معيار اول را بحث مي كنيم.
1 - رشد عاطفي و فكري
مهمترين عامل موفقيت در زندگي زناشويي ، رشد عاطفي و فكري است. البته واضح است كه درجه رشد عاطفي و فكري تنها بستگي به سن ندارد ، بلكه سن رواني ، اجتماعي و عاطفي و سن جسماني همه از عوامل موثر روشنفكري است. اگر اين عوامل فراهم باشد ، بهترين سن براي ازدواج 25 سالگي براي مرد و 22 سالگي براي زن است.
در اين سن يك فرد عادي به اندازه كافي رشد و ثبات فكري و عاطفي دارد و امكان تغيير ناگهاني در رفتار او كم است ، اگر چه در اين سن عادات مختلف در فرد به صورت محكمي در آمده ، ولي هنوز قابليت تطبيق و سازش در او موجود است. البته بايد اضافه كرد كه اين سن را تنها از لحاظ كلي انتخاب كرديم ، بدين معني كه خيلي ازدواجهاي مقرون به خوشبختي وجود دارد كه زن و مرد در موقع ازدواج بسيار مسن تر يا جوان تر از سن مذكور بوده اند.
رشد جسماني نيز عامل مهمي در آمادگي براي ازدواج است. اگر چه در اجتماع كنوني ما ازدواج معمولا بعد از بلوغ صورت مي گيرد ، معهذا بايد گفت كه روان شناسان ، زناشويي كودكان تازه بالغ را كه آمادگي وارد شدن به زندگي پر مسئوليت زناشويي را ندارد ، صلاح نمي بينند.
مسئله ديگري كه از لحاظ بهداشت رواني قابل ملاحظه است اينكه آيا در ازدواج اختلاف هوش و معلومات سبب بروز اختلافات زناشويي خواهد شد يا خير ؟ تحقيقاتي كه در اين زمينه موجود است نشان مي دهد كه مردان تمايل دارند كه با زنان كم هوش تر از خود ازدواج كنند و اغلب زنهاي خيلي با هوش مجرد مي مانند. از لحاظ خوشبختي زناشويي ، صلاح است كه مرد از لحاظ هوش ، كمي برتر از زن باشد ، زيرا محيط ما چنين اقتضاء مي كند. ولي تفاوت زيادي در اين مورد نبايد وجود داشته باشد ، زيرا در غير اين صورت علايق و طرز تفكر آنان با يكديگر توافق نخواهد داشت. البته امكان دارد ازدواج موفقيت آميزي كه در آن زن با هوش و فعالي شريك است ، وجود داشته باشد ، ولي خطرات ناشي از آن زياد است . در واقع هوش يك معياري است كه علايق و طرز تفكر خاصي را توليد مي كند و درصورت اختلاف هوشي زياد انطباق و توافق طرفين به شدت كاهش مي يابد.
رشد اجتماعي رابطه نزديكي با رشد عاطفي و فكري دارد ، زيرا شخصي كه از لحاظ اجتماعي رشد كرده است ، روابط اجتماعي را بهتر درك مي كند . او مي داند چگونه با ديگران ، به خصوص خانواده و همكارانش سازش كند . او درك مي كند كه انتظارات اجتماع از او چيست و تا اندازه زيادي قادر است خود را با اين توقعات تطبيق دهد. همچنين او آماده قبول مسئوليت است و نسبت به محدوديتهاي خود آگاهي دارد.
يكي از مهمترين عوامل رشد ، مقدار و چگونگي رشد عاطفي است . مثلا شخص ممكن است سي يا چهل سال عمر كرده باشد ، ولي از لحاظ رشد عاطفي عقب مانده محسوب شود . چنين شخصي قدرت كنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتيجه زندگي زناشويي او مختل مي شود.
شخصي كه رشد عاطفي كرده است ، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشكلات زندگي نظريه واقع بينانه اي دارد. او داراي فلسفه زندگي معيني است كه بر اساس آن مي تواند از بحرانهاي دايمي زندگي جلوگيري كند . او به پيشرفت هاي فعلي خود متكي است و زياد به گذشته خود ، هر چند هم با شكوه بوده باشد ، اتكا ندارد. در ضمن به مطالبي از قبيل امور جنسي ، عشق ، ازدواج و تربيت كودك با روشنفكري مي نگرد.
هنر برقراري ارتباط
چگونه با برقراري ارتباط بين فردي به پيشرفت خود كمك كنيم؟
رسيدن به مقصود بوسيله ارتباطات غير كلامي
بخش عمده اي از پيام هايي كه شما به ديگران منتقل مي كنيد برخاسته از سرنخ هاي غير كلامي است، يعني جنبه هايي از حالات بدني و ژست هاي شما، رفتار ظاهر و نگرش هايتان كه حتي شايد از وجود آنها بي خبريد.
اين رابطه هاي غير كلامي عبارتند از:
زبان بدن
نحوة نشستن، ايستادن و راه رفتن
نحوة استفاده از دستانتان
ظاهر
نحوة پوشش
نحوة آرايش مو و صورت و غيره
نگرش
اطمينان به خود
احساسات
پژوهشي در دانشگاه استانفورد نشان مي دهد، به هنگام صحبت با شخص يا گروهي پيام ما نه از طريق آنچه مي گوئيم، بلكه بيشتر از طريق چگونگي گفتن ما منتقل مي شود. همين مطالعه حاكي است كه ادراك شنونده از موارد زير تاثير مي پذيرد:
7% توسط واژه هاي شما
38% توسط آهنگ صداي شما
55% توسط زبان بدن شما
اين بدين معني نيست كه واژه ها بياهميتاند بلكه تنها به اين موضوع اشاره دارد كه هر چه به ارتباطات غيركلامي خود در حين صحبت بيشتر دقت كنيد، در انتقال مطلب مورد نظرتان موفق تر هستيد. اگر امرار معاش شما مستلزم تعاملات انساني است، (هر چند در عصر سيبرنتيك نمي توانيم از تماس هاي چهره به چهره با همنوعان خود اجتناب ورزيم)، در صورتي كه از تاثير خود بر مردم آگاه باشيد؛ با موفقيت بيشتري به هدف هايتان دست مي يابيد.
مهم ترين بخش جريان ارتباطي غير كلامي كه بخش ناآشكار آن است نگرشهايتان مي باشد.
شايد شما صاحب فكري درخشان، شيوايي كلام، حالات و ژست هاي عالي زبان، بدن و ظاهري خوشايند باشيد؛ ولي نگرشي منفي ابراز داريد. در اين صورت، احتمال لوث شدن پيام مورد نظرتان بالاست.
به افرادي كه تا به حال ملاقات كرده ايد و احساستان نسبت به آن ها بينديشيد. ما انسان ها نسبت به نگرش بي نهايت حساس هستيم. ما احساس دروني افراد را نسبت به خودشان حس مي كنيم. ما به طور شهودي سطح اطمينان به خود و اعتماد به نفس آن ها را در مي يابيم و عمدتاً واكنش هايمان را نسبت بدان ها بر اين اساس پي ريزي مي كنيم، خواه آن ها نگرشي منفي و خواه مثبت از خود بروز دهند. بازيگران نمايش بايد بسيار بكوشند تا در برابر تماشاچيان به چنين مهارتي دست يابند. در مورد سايرين نيز وضع به همين منوال است. كار سهل و ساده اي نيست! از خصلت هاي آدمي است كه به خويشتن واقع بينانه نمي نگرد. اغلب، نمي دانيم چرا موفق نيستيم.
در سطور زير روشي ارائه شده كه به تقويت مهارت هاي ارتباط غير كلامي تان كمك مي كند. در حد امكان سعي كنيد دوربيني تهيه و از يكي از دوستان خود بخواهيد تا شما را همه جا دنبال كند و از شما در موفقيت هاي مختلف فيلم ويديوئي تهيه كند به ويژه هنگام صحبت با ديگري، يا به هنگام خطاب قرار دادن گروهي، منتهاي تلاش خود را بكنيد تا آن ها را ناديده بگيريد؛ سبك طبيعي حرف زدنتان را تصحيح نكنيد. سپس نوار فيلم تهيه شده را تجزيه و تحليل كنيد. ممكن است نتايج دردناك باشد ولي سعي كنيد خود را واقع بينانه ارزيابي كنيد. نوار ويدئو را به دوستان و همكارانتان بدهيد و از آن ها بخواهيد صادقانه و بي هيچ ملاحظه اي شما را نقد كنند و در مقياس ده نمره اي از يك تا ده به رابطه غير كلامي خودتان نمره بدهيد:
· آهنگ صدا
· ظاهر
· زبان بدن
· استفاده از دست ها
· حالات بدن و ژست ها
· نگرش
با مشاهده مجدد فيلم متوجه خواهيد شد كه شما در نظر ديگران چگونه ايد و بايد روي چه نكاتي كار كنيد. به هنگام مقايسه ارزيابي خود با ارزيابي ديگران از شما كاملاً به تفاوت هاي بين آن دو دقت كنيد. اگر بيش از حد بر خودتان سخت يا آسان مي گيريد، نشانه آن است كه بايد روي نگرش خود كار كنيد.
تاييد خود عنصر ضروري موفقيت محسوب مي شود ولي خود فريبي يقيناً راهي است به سوي شكست.
شما ابتدا بايد عادت هاي مشهود بد و نامناسب را، پيش از تغييرشان شناسايي كنيد. تلاش كنيد نقاط ضعف خود را بهبود بخشيد، دلسرد نشويد همه ما اشكالاتي داريم!
به چند نكته مهم در هنگام تمركز توجه داشته باشيد:
حالات بدني: صاف بنشينيد، قوز نكنيد.
با حالات بدني و ژست هاي غير ضروري، حواس تان را پرت نكنيد.
در موقع مناسب لبخند بزنيد.
طبيعي باشيد
وول نخوريد
بياموزيد تا از طريق بيان چهره و زبان بدن خوشايند به گرمي با ديگران ارتباط برقرار كنيد.از ديگر تمرينهاي سودمند آن است كه دفترچه اي از عكسهاي مجلات و نشريات، از انواع تصويرهايي كه شما مايليد شبيه آن ها باشيد تهيه كنيد و به هنگام برقراري ارتباط با ديگران، آن ها را در ذهن تان مجسم كنيد.اين تمرين را با فني كه پيشتر بدان اشاره شد و بر اهميت يادگيريِ گوش دادن تاكيد دارد، تلفيق كنيد. شكل دادن تصويرتان فرايندي پيش رونده است، بنابراين به ضبط شنيداري و ويدئويي خودتان ادامه دهيد و هر گاه «نمره» ارزيابي شما افزايش يافت، تمرين را قطع كنيد. در ضمن آماده دريافت نتايج جالب هم باشيد.
فشار روانی چيست؟
پاسخ بدن به محركهای بيرونی ودرونی فشار روانی ناميده میشود. رهاسازی بيرونی فشارروانی شامل تغيير شغل، نقل مكان به يك شهر جديد، ازدواج، مرگ شخص محبوب و وجود يك بيماری در خانواده میباشد. حوادث شادی آور به همان اندازه غمبار میتواند فشارزا باشند.) محركهای درونی شامل ناراحتی جسمانی و يا روانی است. ويژگی شخصيتی، از قبيل نياز به نقصگرايی يا بدست آوردن رضايت ديگران، نيز میتوانند فشار آفرين باشند.
فشار روانی میتواند هم واكنشهای مثبت و هم منفی ايجاد كند. به عنوان نمونه ، شايد به دليل احساس بی كفايتی ، ميل به بی نقص بودن داشته باشيد و در نتيجه، فشار دائمی كه بر خود وارد میكنيد در نهايت به ضرر خودتان تمام میشود. از سوی ديگر، ممكن است شما فشار را به صورت مثبت تجربه كنيد ودر نتيجه به شدت برانگيخته شده ومولد باشيد و بتوانيد بيش از آنچه كه در شرايط معمولی میتوانستيد، موفقيت بدست آوريد.
چرا فشار روانی آسيب رسان است؟
فشار چه مثبت باشد و چه منفی، واكنشهای جسمانی ايجاد میكند. بدن هورمونها ومواد شيميايی كه كاركرد قلب، ريهها وعضلات وساير اندامها را تشديد میكنند، ترشح میكند. اين پاسخ ممكن است حالت دفاعی داشته باشد و شما را قادر كند كه مثلا از يك ماشين بی احتياط فرار كنيد. وقتی دوباره احساس ايمنی كرديد، تغييرات بدنی مذكور ناپديد میشوند. بهرحال، اگر فشار روانی برای يك دوره طولانی تداوم يابد، هورمونها نيز بطور مرتب ترشح كرده بدن شما را تحريك خواهد كرد،در نهايت اين تبادل بين روان وبدن موجب فرسايش میگردد.
اگر در حال فشار روانی زياد باشم بدنم چگونه آن را به من اطلاع میدهد؟
وقتی بدنتان برای يك دوره زمانی زياد تحت فشار روانی و تحريك باشد، با استفاده از نشانههای پريشانی كه در زير میآيند به شما هشدار خواهد داد:
- تنش
- افزايش ضربان قلب
- تحريك پذيری
- بی خوابی
- دردگردن يا پشت
- خستگی
- سردرد
- ناراحتی معدهای
- يبوست /تكرر ادرار
- افزايش يا كاهش اشتها
- افزايش مصرف مواد ( از قبيل سيگار، الكل ، كافئين وداروها ) اين علائم نشان می دهند كه شما بايد سبك زندگی و علائق فشار آلود خود را ارزيابی كنيد. فشار روانی طولانی توانايی لذت بردن شما از زندگی را مختل كرده و بيماری جسمانی و يا عاطفی ايجاد میكند. بيماريهايی كه با فشار روانی مرتبط هستند (اما ضرورتا ناشی از آن نيستند) عبارتنداز: زخم معده، اختلال روده، تحريكپذيری، فشارخون بالا،سردردهای ميگرنی و درد پشت يا گردن.
اگر علايم هشدار يا بيماريهای مرتبط با فشار روانی تداوم يافتندبا يك متخصص طبی يا بهداشت روانی مشورت كنيد. همچنين با استفاده از خطوط راهنمای زير میتوانيد تا حدی بهبود يابيد.
چگونه میتوانم سطح فشار روانی خود را ارزيابی كنم؟
خيلی از مردم نمیدانند كه تغييرات عاطی كوچك ناشی از فشار روانی هستند. سؤالات خود ارزيابی زير به شما كمك میكند تا نشانههای فشار روانی را در زندگی خود پيدا كنيد.
- آيا آرام بودن و شوخی كردن برايتان ممكن است؟
- آيا براحتی تحريك پذير می گرديد؟
- آيا خوابيدن در شب برايتان مشكل است؟
- آيا احساس می كنيد كه مسئوليت هايتان سنگين است؟
- آيا علائم جسمانی فشار روانی را تجربه می كنيد( از قبيل معده تحريك پذير)
- آيا علاقه خود به روابط اجتماعی را از دست داده ايد؟
- آيا در تمركز بر تكاليف دانشگاهی يا انجام با كفايت كارها دچار ناتوانی هستيد؟
- آيا ميل شما به مصرف سيگار يا داروها افزايش يافته است؟
اگر شما به 4 سؤال از 8 سؤال فوق جواب مثبت بدهيد، در آن صورت لازم است كه راهبردهای ذكر شده در زير را جهت مقابله با فشار روانی اضافی تان مورد استفاده قراردهيد.
راهبردهای مقابلهای معمول
ورزش جسمانی فعال ـ ورزش منظم به كاهش تنش عضلانی كمك كرده واحساس
سلامتی راارتقا می دهد . تنش جسمانی ناشی از نگرانی نيز امكان دارد. توسط ورزش كاهش يابد. ماساژ نيز همين اثرات را ايجاد می كند.
محدود كردن وظايف كاری وفعاليت خارج از برنامه درسی ـ گفتن «نه»به درخواستهای افراطی كارفرما ونيز داشتن زمان استراحت میتواند فشار روانی را به حداقل برساند.
خانواده ، دوستان ، گروههای اجتماعی ـ نظامهای حمايتی دوست داشتنی به مواجهه با حوادث فشارزا كمك میكند.
تعطيلات يا « زمان بازی»ـ طرحريزی برای داشتن زمانهای فراغت كوتاه (يا تعطيلات طولانیتر ) جهت آرامش دادن به خودتان در دورههای اوج فشار روانی بسيار حائز اهميت است.
سرگرمیها ـ برای خودتان سرگرمیهايی را پيدا كنيد و تا پايان يافتن تاثيرات فشار روانی انرژی و توجه خود را به آن معطوف سازيد.
مذهب ـ عبادت میتواند تاثير آرام كننده بر بدنتان داشته باشد.
مشاوره ـ صحبت با يك مشاور برای تشخيص مشكلات توليد كننده فشار روانی و شكستن الگوهای منفی تحريك كه موجب فشار میشوند، مفيد است.
روشهای ايجاد آرامش ـ شركت در كارگاههای آموزشی اداره فشار روانی وآرم كردن تنشها، روشهای مؤثر اداره كردن فشار روانی را به شما ياد میدهد.
تمرين زير خيلی ساده بوده و میتواند در شما اينجا آرامش نمايد. روزی دوبار آن را انجام دهيد، ترجيحا قبل از صبحانه و بعد از شام .
رهايی از فشار روانی
به طور راحت بنشينيد.
چشمانتان را ببنديد.
تمام عضلات خود را به صورت عميق آرام كنيد وحالت آرامش را حفظ كنيد.
از طريق بينی نفس بكشيد. به موازات بيرون دادن نفس، در مورد كيفيت تنفستان فكر كنيد و واژهای (مثلا عدد يك ) را بصورت آرام برای خود تكرار كنيد. از طريق تمركز بر تكرار واژه، جلوی حواسپرتی توسط افكار مختل كننده رابگيريد.
اين عمل را 10 الی 20 دقيقه ادامه دهيد.
بعد از انجام تمرين مذكور، خيلی سريع بلند نشويد و با چشمان باز چند دقيقه بنشيند
من دانشجوی روانشناسی هستم .و از شما میخوام اگه مشکل یا سوالی دارید با من در میون بذارید تا بتونم کمکتون کنم.
امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشید![]()